على محمدى خراسانى
27
شرح مكاسب (فارسى)
اين اصرارها از شيخ و امتناعها از مادر ، روزها و هفتهها طول مىكشد تا بالاخره طرفين موافقت مىكنند كه امر سفر موكول به استخاره شود . شيخ اعظم با دلگرمى تمام قرآن كريم را به دست گرفته مىبوسد و آنچه را در نظر دارد نيت مىكند ، سپس دعاهاى وارده قبل از استخاره را مىخواند آنگاه قرآن را مىگشايد ، ناگهان با يك دنيا تعجّب بر بالاى صفحهء سمت راست اين آيه نگاشته شده : وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ قصص / 7 . آيه شريفه حكايت موسى بن عمران و مادرش يوكابد است مادر از لحظهء ولادت موسى از شر مأمورين فرعون به خود مىلرزد چرا كه آنان خانهبهخانه بدنبال نوزادى هستند كه منجّمين دربار تولد او را در آينده نزديك پيشبينى كردهاند و به فرعون وقت مصر ، هشدار دادهاند . امّا از جهان غيب به قلب اين مادر مهربان الهام مىشود كه موسى را به رود نيل بيفكن و هيچگونه وحشتى نداشته باش ، فراق فرزند تو را محزون نسازد كه ما به زودى زود او را به تو بازخواهيم گرداند و از پيامبران مرسل قرارش خواهيم داد ، قلب مادر موسى آرام مىگيرد . . . شيخ اعظم از اينكه استخاره بسيار عالى درآمده بىنهايت مسرور مىگردد و آيه شريفه را براى مادر تفسير مىكند . اينجا است كه قلب مادر آرام مىگيرد ، چرا كه آيه خبر از يك آيندهاى درخشان به درخشش آفتاب عالمتاب براى فرزندش مىدهد و چنين هم مىشود كه در آينده زعامت علمى و دينى حوزههاى علميه و جهان تشيع بر دوش اين شخصيت عظيم گذارده مىشود كه تا به امروز طراوت و عمق آراء وى در حوزه هاى علميه بىنظير است . آرى مادر ، اذن سفر مىدهد ، شيخ مهياى سفر است ولى به فكرش خطور